خُنْج، شهری در جنوب استان فارس و مرکز شهرستان خنج است. این شهر در فاصله ۲۶۵ کیلومتری از شیراز و ۱۱۰ کیلومتری خلیج فارس واقع شده. برپایه آمار سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمیعت آن ۱۹٬۲۱۷ تن جمعیت گزارش شده است.[۴] که از این دید بیست و پنجمین شهر پر جمیعت استان فارس و سیصد و پنجاه و چهارمین شهر پر جمیعت ایران بهشمار میرود. مردم خنج از پارسهای اچمی هستند و به زبان لارستانی (اچمی)، گویش خنجی سخن میگویند. دین مردم شهرستان خنج اسلام است و مذهب آنها اهل سنت و جماعت و از فقه شافعی هستند. خنج را پایتخت معنوی و دروازه لارستان بزرگ مینامند.

انتشار در۳۱ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۳ ق.ظ
سرویس:برگزیده ها
بدون دیدگاه
61 بازدید
گروه سرود «مصباح الهدی» بر نوار موفقیت/ از راهیابی به جشنواره «مدافعان حرم» تا کسب مقام نخست خواهران در شهرستان
گروه سرود «م
احسان فرنام و عدنان دلخسته، هر دو از اعضای هیئت مدیره انجمن سینمای جوان دفتر لارستان هستند که مدت ۵ سال است با همکاری اداره محیط زیست لارستان، همت به ثبت تصویر و ضبط فیلم از گونه های حیات وحش لارستان و جنوب ایران نموده اند.
به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لارستان این دو نفر، تاکنون توانسته اند بخش قابل توجهی از حیوانات و جانوران مناطق حفاظت شده و تالاب های منطقه لارستان را در قاب ت
یازدهمین بخش از یادداشتهای «گراشی از دبی»
قول حمایت «گراشی از دوبی» از تاسیس تشکلات «مردم نهاد»
آفتاب لارستان: دو نوشتار قبل «گراشی از دوبی» یعنی نوشتار نهم (اینجا) و دهم(اینجا) را اگر خوانده باشید متضمن موضوعات مهم «تحلیل رفتار سرمایه داران و جوانان جویای کار» و «بررسی نقش ساکنان کشورهای حاشیه خلیج فارس بر اقتصاد و فرهنگ منطقه ما» بود.
این نویسنده و تحلیلگر در ادامه این دو بخش و در یازدهمین قسمت
گذری بر یک خوان از جشنواره بیست و هشتم
داشته هایمان را بشناسیم و قدر بدانیم
سید هادی عبدالرحیم زاده *: حضور در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر استان فارس**، فرصت مغتنمی بود تا بیش از پیش با افکار و اندیشه، سلایق و علاقهمندی های اهالی هنر ششم آشنا شوم. در این میان آنچه بیش از هر اتفاق دیگری ذهن مرا درگیر خود ساخت، نه سادگی و نه زر و زیور تماشاخانه های شهر راز و نه اشک ها و لبخندهای روز پایانی بود؛
ابوذر سوری*: برخلاف قلعه اژدها پیکر که همه ما با آن آشنا هستیم و بارها از آن بازدید کرده ایم؛ قلعه لارین با وجود قدمت بیشتر نسبت به اژدها پیکر، بسیار مهجور و ناشناخته مانده است به طوری که حتی در تاریخ مفصل لارستان از آن با عنوان قلعه قدمگاه یاد شده است! احتمالا ذکر نام قدمگاه برای این قلعه به دلیل آشنایی بیشتر مردم با قدمگاه بوده است والا پر واضح است این قلعه ای که تاریخ ساختش به اواخر ساسانیان بر
سعیده آرین: یکی از خوب های تابستون لار شب هایی بود که تو حیاط می خوابیدیم، رختخواب ها رو روی تخت های فلزی می انداختیم، گوشه های توری پشه بند رو چند نفره می گرفتیم و مراقب بودیم وقتی از تا باز می شد جر نخوره!
فقط بابا دستش به نوک میله های فلزی چهارگوشه تخت می رسید، توری رو که آویزون می کرد ما با ذوق لبه هاشو می زدیم زیر رتختخواب ها و راه پشه ها رو می بستیم.
یکی دو جای پشه بندمون هم پارگی داشت که می
آفتاب لارستان: مرمت قلعه اژدهاپیکر و مقبره مادر نادر، از محل اعتبارات امانی پایگاه میراث فرهنگی در حال انجام است.
خشایار شیبانی مدیر پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی لار با بیان این خبر افزود: مرمت مقبره شامل پر کردن کف و کف سازی همچنین زدودن گچ های تبله کرده و رطوبت زدایی و مجددا گچکاری داخلی و نور پردازی است و در بیرون هم نماسازی مجدد و مرمت ترک ها و آسیب های بیرونی است.
وی مرمت استحفاضی قلعه در ف
در مراسم رونمایی از کتاب آفاق معرفت در سپهر معنویت مطرح شد
حامد زارع: ابراهیمی دینانی در حال گفتگو با سقراط درون خویش است
مراسم رونمایی از کتاب «آفاق معرفت در سپهر معنویت: گفتگوی حامد زارع با غلامحسین ابراهیمی دینانی»، عصر دوشنبه ۲۰ شهریورماه در کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
در این جلسه علاوه بر غلامحسین ابراهیمی دینانی و حامد زارع [نویسنده لارستانی کتاب]، منوچهر صدوقی سها، حسین کلباسی اشتری، شهین
سیدمهدی عسکری، شاعر، نویسنده و کارتونیست اهل بیرم لارستان به تازگی شعری درباره مسلمانان تحت ستم و قتل عام میانمار سروده که در ادامه می خوانید:
***
(مسلمانسوزانِ میانمار!)
خوب، بد، عشق!
اينروزها خوبم، دلم قرص است
خوابم به زورِ قرص و شربت نيست
با ميلِ خود چون شمع میسوزم
بيداریام از روی وحشت نيست
بازیِ شعر و روزگار پست
اوجِ نبردِ نابرابرهاست
من به گروه مرگ خوشبينم
هيچ اوج و پستی، بينهايت نيست
کارگران همچنان مشغول کارند!
اندر حکایات میدان «قدیمی» شهر «جدید» لار
دانیال افتخاری: عجب حکایتی شده حکایت این میدون وسط شهر! نمیدونم یک سال پیش بود، ۶ ماه پیش بود یا…. هرچی هست زمانش از یادمون رفته!.
اولش فکر کردیم دارن یه دستی به سر و روی این میدون قدیمی شهرمون میکشن (البته نه خیلی قدیمی، بلکه بهتره بگیم قدیمی برای اونهایی که همزمان با تولد شهرِ جدید به دنیا اومدن)؛ اما یه مدت که گذشت کاشف به